حسن سيد اشرفى
390
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
مىباشد . و فى بعضها فعليّا : ضمير در « بعضها » به مشتقّ برگشته و منظور از « فعليّا » يعنى مبدأ اشتقاق در مشتقّ يك امر فعلى و حدثى باشد همچون اكل و ضرب نسبت به آكل و ضارب . لا يوجب اختلافا فى دلالتها بحسب الهيئة : عبارت « لا يوجب الخ » خبر براى « انّ » بوده ، ضمير در « يوجب » به « اختلاف المشتقّات » و در « دلالتها » به مشتقّات برگشته و مقصود از « بحسب الهيئة » يعنى به حسب دلالت هيئت مشتقّ و نه به حسب نحوهء تلبّس به مبدأ . و لا تفاوتا فى الجهة المبحوث عنها : كلمه « تفاوتا » عطف بر « اختلافا » بوده و ضمير در « عنها » به مشتقّات برگشته و منظور از جهت مورد بحث در مشتقّ آن است كه آيا مشتقّ ، وضع براى خصوص ذات متلبّس به مبدأ بوده و در آن حقيقت است يا وضع براى اعمّ از متلبّس و منقضى از مبدأ مىباشد . انّه يختلف التلبّس به فى المضىّ و الحال : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و در « به » به مبدأ برگشته و منظور از « المضىّ و الحال » يعنى زمان گذشته و حال بوده و مقصود آن است كه انحاء تلبّسات ، موجب تفاوت در معناى تلبّس مشتقّ به مبدأ از نظر زمان مىشود . فيكون التلبّس به فعلا : كلمهء « فعلا » به معناى « موجودا » مىباشد يعنى تلبّس مشتقّ به مبدأ در زمان تكلم وجود داشته و ذات ، متلبّس به مبدأ برمىگردد . لو اخذ حرفة او ملكة : ضمير نايب فاعلى در « اخذ » به مبدأ برمىگردد . و لو لم يتلبّس به الى الحال او انقضى عنه : ضمير در « يتلبّس » به ذات و در « به » و در « انقضى » به مبدأ و در « عنه » به ذات برگشته و عبارت « انقضى عنه » عطف بر « لم يتلبّس به الى الحال » بوده يعنى « و لو انقضى عنه » و مقصود آن است وقتى كه از مبدأ اشتقاق در